Samstag, 31. Januar 2009

سه چهره در یک نگاه محمد خمینی هیتلر


سه چهره در یک نگاه

محمد خمینی هیتلر


http://www.inidia.de/hitler_portrait.jpghttp://photos1.blogger.com/blogger/6605/3100/320/khomeinix.8.jpghttp://www.bikhodayan.com/Tarh&Aks/Muhammad/Muhammed_Kurt_Westergaard_Jyllands-Posten_Cartoons.jpg
مسلمانا
مسلمانا ! تو که خون ریختن هنرت باشد
بستن دهان آزادگان گوهرت باشد
سخن چه میگوئی تو از انسان
که این همه بیداد آذین پیکرت باشد
سروده ی من
نام های بالا- محمد خمینی هیتلر- تنها چند واژه از وات ها ی (حروف های) گزینه ائی (انتخابی) نیستند که به آسانی و سرسری بتوان از کنارش گذشت این نام ها را نباید هیچگاه در بایگانی سرگذشت (تاریخ) آگاهانه و یا ناآگاهانه بایگانی کرد این سه فرمانروایان ی خودکامه (مستبد) یکی با نام ی محمد تازی (عرب) در 1400 سال ی پیش از تازی آباد (عربستان) دیگری با نام ی هیتلر در 60 سال ی پیش از اتریش-آلمان و آن دیگری با نام ی خمینی هندی در 30 سال ی پیش از هند-ایران دست ی کشتار گران ی بی نام و نامدار سرگذشت (تاریخ) بسان ی چنگیز و تیمور را از پشت بستند . چنگیز با همه ی تبهکاری هایش و با همه ی خون ریزی هایش به کشورها ی پیشرفته تازش کرد وانسان ها را زیر تیغ بی مهر خود سربرید به جانوران ی بیگناه هم هیچ مهرورزی نشان نداد تا چه رسد به انسان های شکست خورده در جنگ چنگیز به کشور ما ایران تاخت چپاول کرد کشتار براه انداخت و هر چیزی را که بوی فرهنگ هنر و شهری گری(تمدن) می داد نابود ساخت و رفت اما محمد هیتلر و خمینی تنها تازشگران ی کوته نگه ائی (لحظه ائی) نیستند که بتازند و بیایند و چپاول بکنند و سرببرند و بروند این سه جانور انسان نما دیدگاه های ی همانندی دارند با هستی (وجود) اینکه گاه (زمان) آنها را از همدیگر جدا می سازد اما در دل ی سرگذشت (تاریخ) با یکدیگر پیوند ی ناگسستنی دارند آن چیزی که محمد خمینی هیتلر را از همدیگر جدا می سازد خواسته ی (ادعای) بی پایه ی محمد تازی (عرب) بود که به دروغ خود را پیامبر نامید و با شمشیر بی مهر اسلام ی سربرش هم میهنان ی تازی (عرب) خود را با زور سرنیزه بی مهری بی مانند کشتار گسترده و خون ریزی های بیشمار زیر پرچم ی ستم ی خودکامگی اسلامی خود در آورده است و پس از مرگ ی محمد تازی (عرب) این دیدگاه و اندیشه اش از سوی جانشینانش عمر عثمان علی و ... دنبال شد و تا به امروز هم شوربختانه ادامه دارد هیتلر خود را پیامبر ندانست ونکه (بلکه) خود را رها کننده و آزادکننده ی (ناجی) مردم ی آلمان نامید و آماده سازی و به بند کشیدن ی دیگر مردمان زیر پرچم ی اندیشه ی روان پریشی (مالیخولیائی) خود و برپائی فرمانروائی (حکومت) خودکامه ی (فاشیستی) جهانی زیر پرچم ی آلمان ی هیتلری و مردم اش که او خود را نماینده ی راستین و برگزیده ی مردم ی آلمان می دید خمینی هندی بسان هیتلر خود را پیامبر نمی دانست ونکه (بلکه) فرمانبر و فرمان بردار پیامبر تازی اش محمد تازی (عرب) می دانست خمینی هندی بسان هیتلر که مردم ی آلمان و جهان را گمراه کرد مردم ی ایران و جهان را نخست با دروغ ها ی آشکار و پنهان و پند و اندرزهای بی ارزش ی اسلامی گمراه و گول زد و آنگاه با شمشیر خون چکان ی اسلام اش بسان ی پیامبر سر برش محمد تازی (عرب) دگراندیشان درون و برون از کشور را به اسلام فرا می خواند تا مردم ی جهان زیر فرمانروائی (حکومت) اسلام ی نژادپرست خون ریز خودکامه و واپسگرایش اش بردگی مسلمانان را بسان ی هنگامه ی زندگی و شورش ی محمد تازی (عرب) بپذیرند فرستادن ی یک گروه ی آخوند تهی مغز و بی خرد که در گذشته های بسیار بسیار دور زندگی کردند و می کنند بسان ی 1400 سال ی پیش اندیشه کردند و می کنند به پیشوائی جوادی آملی به شوروی پیشین برای فرا خواندن ی( دعوت) گورباچف به اسلام یادآور همان نامه ی نامدار عمر پسر خطاب به یزگرد سوم پادشاه ساسانی می باشد ما این نامه را به انگیزه ی( دلیل ) ارزش ی سرگذشتی اش (تاریخی اش) در اینجا می آوریم تا خوانندگان ی ارجمند دو فرهنگ ی ناهمگون را که یکی براستی بالنده و آن دیگری براستی گندیده می باشد باهم سنجش (مقایسه) کنند

اکنون نامه ی عمر پسر خطاب به یزد گرد سوم پادشاه ی سا سانی و پاسخ یزد گرد به او - عمر پسر خطاب - را باهم می خوانیم

http://uk.youtube.com/watch?v=_E9iVj62XtY&feature=related

از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس

یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.

شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.

از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.

الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.

با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند بعمنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.

الله اکبر
خلیفه مسلمین

عمربن الخطاب


اکنون پاسخ ی دندان شکن ی یزدگرد سوم پادشاه ی ساسانی به نامه ی عمر پسر خطاب ی تازی (عرب)

از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان ( لقبی که پارسیان به عربها می دهند به معنی سگ شکاری )

به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد

تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت، الله اکبر، بدون اینکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.

این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.

مردک، تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست.

زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید.

شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با اینهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟

تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.

خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پیش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول اینهمه فاجعه است؟

آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟

یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟

شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟

افسوس و ای افسوس ... که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اینکار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد.

من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها.

من تو را نهی نمی کنم از اینکه این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما.

این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند، به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.

آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آنها تو و مردم تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد.

من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابانهای عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن ما نزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت.

یزدگرد سوم ساسانی


مردم ی جهان بویژه کشورهای مردم سالار باختری بایستی از خواب ی خرگوشی بیدار شوند که مسلمانان اگر نیرومند شوند نه تنها مردم جهان را به بردگی می کشانند و اگر درست دیدند (صلاح دیدند) برای پیشبرد اندیشه های واپسگرای اسلامی شان می توانند به آسانی میلیون ها انسا ن را سر ببرند همانگونه که مسلمانان ی تازی (عرب) در هنگامه ی تازش ی تازیان ی مسلمان به میهن ی ما ایران هزاران هزار ایرانی را به نام ی اسلام و الله ی خون خوارشان سر بریدند به زنان و دختران ی ایرانی دست درازی (تجاوز) کردند به دارائی و دار ندار مردم ی ایران برابر (مطابق) تازی نامه ی تازیان (قرآن عرب ها) سوره انفال = غنایم = پروه ها دست بردها چاپیده ها و سوره ی فتح = پیروزی دست برد زدند تا با شمشیر خون چکان شان اسلام را به زور سرنیزه به مردم ایران به چپانند( تحمیل کنند) مهرورزیده در این زمینه نگاه کنید به نوشته ی نگارنده محمد تازی دزد و راهزنی بزرگ . کشورهای باختری و مردمانش از آنجائیکه سرشت ی تازشگر و خون ریز اسلام ی تازیان را نمی شناسند کوشش می کنند با بیشتر خاورشناسان و اسلام شناسان ی اسلام زده ی بی خرد خود اسلام را به گونه ائی با ترسائی گری (مسیحیت) آشتی دهند تا به گفته ی خودشان در آرامش و آسایش کنار یکدیگر زندگی آرامی داشته باشند نگارنده همواره به دوستان ی باختری باخترزمین ی خود یاد آوری کردم و می کنم که اروپائیان و آمریکائیان بایستی بیدار شوند و باشند که اسلام برابر تازی نامه ی تازیان ( قرآن عرب ها) سوره ی3 آل عمران آیه ی 85 که می گوید
وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ

﴿85﴾

و هر كه جز اسلام دينى [ديگر] جويد هرگز از وى پذيرفته نشود و وى در آخرت از زيانكاران است (85)


و یا
ان الاسلام يهدم ما کان قبله
اسلام نابود کننده ی همه نسک ها (کتاب ها) و آئین ها (ادیان) و اندیشه هاست
نه تنها آئین ی آنان را - ترسائی گری (مسیحیت) و یهودیت - نمی پذیرد ونکه (بلکه) مسلمانان کوشش می کنند در دل ی کشور های مردم سالار خانه بکنند تا از این روی کشورهای پیشرفته ی مردم سالار اروپا و آمریکا را به خاک ی سیاه ی کشور های واپسگرا و گرسنه ی اسلامی بکشانند و از همین روی است که مسلمانان در این کشورها - اروپا و آمریکا - بسان ی مور وملخ از راه ی آمیزش جنسی پیوسته بچه دار می شوند تا از این راه روزی روزگاری از پدیده ی ی گزینش (انتخابات) در کشورهای مردم سالار سودجسته تا اینکه با رای مردم فرمانروائی (حکومت) اسلامی خود را در دل کشورهای مردم سالار بیافرینند از آنجائیکه اروپائیان و آمریکائیان در خواب خرگوشی بسر می برند و بدتر از همه اسلام را به نام ی (بعنوان) یک آئین ی آرامش خواه (دین صلح جو) می نامند تا امروز نتوانستند به پدیده ی آئین ی سربریدن واپسگرا نژادپرست سرشت ی خون ریز تازشگر
دوستدار جنگ و خون ریزی اسلام پی ببرند اگر روزی روزگاری گردونه ی زندگی مردم ی جهان به دست ی مسلمانان بیافتد آن روز آغاز مرگ ی زندگی در روی زمین و نابودی زندگی در سراسر جهان خواهد بود چرا که مسلمانان با کشتن و کشته شدن به پردیس (بهشت) خواهند رفت و برای آنان کار آسانی خواهد بود که همه ی مردم ی جهان را با یک جنگ افزار (بمب ی) اتمی نابود سازند محمد هیتلر خمینی در نابودی مردم ی یهود و ربودن ی همه ی هستی شان از دید گاه های یگانه برخوردار می باشند محمد در یک روز 1000 یهودی بنی قریظه را سر برید هیتلر 6000000 شش میلیون یهودی را با گاز و در کوره های آدم سوزی نابود ساخت و خمینی هندی 1000000 یک میلیون ایرانی یهودی ترسائی زرتشتی و ... را برای اسلام محمد تازی (عرب) در راه الله ی خون خوارش کشت و به کشتن داد شاگرد خمینی هندی احمدی نژاد تازی پرست (عرب پرست) بسان ی پیشوای خون ریزش - خمینی هندی - مسلمانان ی جهان را نخست به نابودی کشور اسرائیل فرا خواند و سرانجام پس از نیرومند شدن ی مسلمانان به کشتار یهودیان خواهند پرداخت اگر امروز یهودیان در کنار مسلمانان با همه ی ستمی که به یهودیان می رود زندگی می کنند برای این است که زمینه برای نابودی مردم ی یهود هنوز فراهم نشده است روزی که این زمینه فراهم گردد برابر (مطابق ی) آئین ی زورگو واپسگرا خودکامه نژادپرست ی اسلام یا اسلام را بپذیرید یا گردن تان را خواهیم زد و دارائی شما را از شما خواهیم گرفت و به زنان ی شما برابر تازی نامه (قرآن) سوره ی 4 نسا آیه 24 دست درازی (تجاوز) خواهیم کرد
وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا

﴿24﴾

و زنان شوهردار [نيز بر شما حرام شده است] به استثناى زنانى كه مالك آنان شده‏ايد [اين] فريضه الهى است كه بر شما مقرر گرديده است و غير از اين [زنان نامبرده] براى شما حلال است كه [زنان ديگر را] به وسيله اموال خود طلب كنيد در صورتى كه پاكدامن باشيد و زناكار نباشيد و زنانى را كه متعه كرده‏ايد مهرشان را به عنوان فريضه‏اى به آنان بدهيد و بر شما گناهى نيست كه پس از مقرر با يكديگر توافق كنيد مسلما الله داناى حكيم است

(24)


مردم ی جهان بایستی این پنبه را از گوش ی خود بیرون بیاورند که اگر از پیشروی مسلمانان که خواستار نابودی شهری گری (تمدن) در کشورهای پیشرفته ی مردم سالار هستند پیشگیری ( جلوگیری) نشود آن روز فرا خواهد رسید که این مردمان ی آزاده ی کشورهای باختری به نوکران و بردگان ی مسلمان دگرگون (تبدیل) خواهند شد و هیچگاه روز آرامش و آسایش را نخواهند دید آن کس که از زندگی و سرگذشت ی تلخ و اندوهناک ی ایرانیان نیاموخته است و نمی آموزد و یا نمی خواهد بیاموزد گور خود گور سرزمین ومردم اش را با دست های خود می کند به گفته ی رودکی بزرگ
هر که ناموخت از گذشت روزگار
نیز ناموزد ز هیچ آموزگار

سخن ناگفته :
http://s.wsj.net/public/resources/images/HC-GM981_Kalisc_BV_20081110183341.gif http://www.google.com/images?q=tbn:ugYBF1FpILTLzM::www.d-a-g.de/images/33_aschimmel-rand_.jpg
Sven Muhammad Kalish
Annemarie Schimmel
تازگی یکی از اسلام شناسان ی آلمان ی باختری (غربی) به نام ی

Muhammad Sven Kalisch

محمد سون کالیش

که در سن ی پانزده سالگی به آئین ی دست وپا بریدن ی محمد تازی (عرب) گروید بر این باور است که محمد تازی (عرب) هرگز در سرگذشت( تاریخ) هستی( وجود) نداشت و تازی نامه (قرآن) سخن ی خدا نیست هستی و یا نیستی محمد تازی (عرب ) در سرگذشت (تاریخ) درد ما ایرانیان را هرگز درمان نخواهد کرد ما بایستی شیفتگی کشورهای باختری به اسلام را به هم میهنان ی خودمان بازگو کنیم (شرح دهیم) که باختری ها خرد را برای خود می خواهند و بی خردی را برای ما سامانه ی (حکومت ی) آلمان اسلام دوستی را از کشور برادر خود بریتانیای بزرگ فرا گرفته است ما ایرانیان نبایستی یک چیزی را فراموش بکنیم که همه ی اسلام شناسان و خاور شناسان ی کشورهای باختری - به جز چند تائی - کارمندان ی پول بگیر (حقوق بگیر) سامانه های( حکومت های ) خود می باشند که یکی از نامدارترین شان بانو آنه ماری شیمل می باشد

ANNE MARIE SCHIMMEL

که چند سالی است که در گذشته است اینان در کشورهای خود همواره بیمارستان دانشگاه بنیاد دانشی (علمی) و پژوهشی گوناگون آموزشگاه (مدرسه) بنیاد دانشی (علمی) کیهان نوردی و ... می سازند وبه تازی پرستانی (عرب پرستانی) که در کشورهای باختری زندگی می کنند ساختن ی مزگدها (مساجد) را می آموزند تا شبانه روز این تیره بختان سر خودشان را با آئین ی اهریمنی اسلام محمد تازی (عرب) سرگرم بکنند